محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

277

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و فايدهء كثرت حس ، آن است كه به وصول اندك سوء مزاجى و انحرافى و آفتى و اذيتى - چه از داخل و چه از خارج - به زودى شاعر و آگاه گردد ؛ به حسّ مشترك رساند و آن ، به طبيعت مدبّره - كه نايبِ نفس حيوانيه است و نفس حيوانيه ، نايبِ نفس ناطقه است - رساند ؛ تا در تدارك درآيند و مندفع گردانند به هر نحو كه اليق و انسب دانند . [ فايده ] : و بدان كه - چنان چه پيش تر ذكر يافت در مبحث اعضاء - كه معتدل‌ترين اعضاء « جلد » است ؛ يعنى كيفيات اربعه در آن مساوىاند و به حسِّ لمس [ است كه ] در مىيابند اعتدالات و انحرافات ساير اعضاء را از مزاج اصلى خود ؛ مانند : « سر » كه ابردِ اعضاء است كه در حال انحرافِ به رسيدن گرمى بدان و گرم شدن ، از مساس جلد آن دريابند كه گرم گشته . و همچنين عروض يبس مر آن را كه جلد آن را خشك و خشن در يابند . همچنين « قلب » [ را كه ] گرم‌ترين اعضاست ، در حال انحرافِ به برودت ، از ملمس جلد موضع آن دريابند كيفيت آن را و از نبض نيز همچنين ساير اعضاء را . [ فايده ] : و اعدل جميع جلد ظاهر بدن ، جلد سر انگشتان است ؛ خصوص جلدِ سرِ انگشت سبّابه . و بدان كه فايدهء مسامّ آن : همان چيزى است كه ذكر يافت ؛ از : اندفاع فضول داخليه به ابخره و ادخنه - كه مادّهء عَرَق و وَسَخ و شَعر هستند - و استنشاق نسيم بارد به داخل و دفع آن به خارج . بدان كه جلد جميع اعضاء در صفاقت و صلابت و ضخامت و منافذ و مسام مساوى نيستند ؛ بلكه بعضى زياده و بعضى كم‌تر . و بعضى را حسِّ زياده و بعضى را اندك كمتر و بعضى صاحب مو و بعضى بى مو ؛ چنان چه ظاهر و مشاهد است . و بيان مفرد يا مركّب بودن آن در اختلاف اقوال در آن در مبحث اعضاء ذكر يافت . و مفرد بودن آن اولى است ؛ جهتِ صدق تعريف اعضاء مفرده بر آن .